شاهزاده و شاهدخت پارسی
دست نوشته های نیما و نازنین
شگفت زده مانده ام. افسون شده ام!...من بهت زده ی پروردگارم.اینک خداوند مرا افسون کرده است. در او رخنه نمی توان کرد.کلمات وصف گر او نیستند.او خود خالق کلمات است. دو سر جهان را به اندیشه ام وصل می کنم و تنها٬می اندیشم. پیش می روم تا ثابت کنم انسان بودن٬دشوار ترین مسولیت همی کاینات است. جهان را به خداوند تقدیم می کنم...نوشته هایم را نیز. آن ها فریاد می زنند:من در میان خود او در حال زیستنیم! ما همگی چنینیم و او به انتظار پیوستن یکایک ما. هر ثانیه برای من پایان جهان است.گویی لحظه ای دیگر٬در پی آن نخواهد رسید و اگر رسید آن لحظه تولد دوباره ی جهان خواهد شد. در این زمان که من این نقطه (.) را میگذارم سرشار از تمامی معانی کاینات ٬همه ی عظمت ها و حقارت ها خواهد بود...تا من آن را در کجا گذارده و یا از کجا برداشته باشم٬یا این که نقطه ی مشابه یا متفاوت بعدی را چگونه با آن همراه خواه کرد؟! پ.ن:می دونم اون چیزی نیست که دلت می خواد ولی تقدیمت٬درخشان ترین!
| Design By : Nima Mohseni |
