تبليغاتX
شاهزاده و شاهدخت پارسی


شاهزاده و شاهدخت پارسی

دست نوشته های نیما و نازنین

به نام خداوند عاشق

 

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی                                 از این باد ار مددی خواهی چراغ دل برافروزی

ننه سرما ناراحته٬غمگین و دلشکسته!فکر کنم به خاله بهار حسودیش میشه!آخه خاله بهار خیلی جوون تر و خوشگل تر از ننه سرماست!یکی نیست بهش بگه مگه تو ۳ ماه نبودی!بسه دیگه!حالا نوبت خاله بهاره!

امروز روز آخریه که ننه سرما پیش ماست.راستش خودمم کمی ناراحتم!از یه طرف دلم واسش میسوزه!از طرف دیگه میترسم با کارای بدم خاله بهارو ناراحت کنم٬میترسم قهر کنه٬بره و دیگه نیاد!اون وقت باید ۹ ماه صبر کنم!نمی دونم دفعات قبل چی شد که خاله بهار مهربونم تنهام گذاشت!آخه خاله بهار چی کار کرده که همه اینقدر دوستش دارن!همه به خاطرش جشن میگیرن و شادی میکنن.حتی گلهای باغچه ی کوچیکمون هم تا خاله بهار نیاد نمی خندن!

کاش می تونستم...کاش می تونستم مثل خاله بهارم خوب و مهربون باشم.همش به خودم قول می دم که این دفعه دیگه نمی ذارم خاله بره!سعی میکنم مثل اون خوب باشم٬ولی تا حالا نتونستم!اینقدر گرم!مهربون!زیبا!درخشان!صمیمی!

از پنجره ی اتاقم به حیاط نگاه می کنم.شکوفه های روی درخت انگار صدام میکنن!میرم تو حیاط٬باد سرد!آخرین تلاش ننه سرما!میرم کنار درخت٬مثل سال های پیش میگم:شکوفه های خوشگلم این بار دیگه نمیذارم خاله از پیشمون بره...!

هر روزی که خداوند در آن نافرمانی نشود عید است!


باز هم بهار از راه رسید ، بازم زنده شدن طبیعت ، بازم سال جدید !

نمی دونم تو بهار جی هست که اکثرا دوستش دارن ولی برای من اومد بهار نوید رسیدن به سالگرد تولدم و پا گذاشتن به سن بالاتر رو میده ! من هر بار که یه بهار رو تجربه می کنم خدا رو شکر میکنم که به من عمر داد که یه بهار دیگه رو تجربه کنم !

معمولا تو این جور متن های همه برای خوانندگان متنشون آرزوهایی دارن ، ما هم از این قاعده  مستثنا نیسیتم !

ما برای شما بهترین آرزو ها رو داریم ، آرزو می کنیم در سال جید سلامتی کامل براتون بر قرار باشه ، زیر سایه پدر ، مادر و در پناه حق تعالی !

ان شاء الله در سال 88 همیشه شاد باشین و غم هیچ وقت سراغتون نیاد !

مگن بهار فصل عاشقاست امیدواریم اونایی که همدیگه رو دوست دارن به هم برسن !

ارزو می کنیم همه بیماران را خداوند متعال شفاع عاجل عنایت کرد و همه رفتاگان از کنارمون رو بیاموزه !

در پناه حق باشین تا متن بعد در 1388 همتون رو به خدای متعال میسپاریم

راستی اینارو یادم رفت بگم  داستان کوتاه اول متن کار زیبای دیگری بود از نازنین  عزیز  ! از همه دوستان که بعد از داستان زیبای نازی با متن به درد نخور من رو برو شدن  عذر می خوام آلان که در حالا نوشتن متن هستم شدیدا دندونم درد میکنه  !

به همه دوستانی که تا حالا متن های بع درد نخور من رو تحمل کردن قل می دم تو سال جدید اگه عمری بود برم کلاس نویسندگی !

 

                                                                                            ههتون رو دوست داریم

                                                                                                 سال نو مبارک

                                                                                                    در پناه حق

                                                                                                   نیما و نازنین

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 3:12 PM توسط نیما| |

به نامش که بی او قلمم نمی رقصد.

سلام به همه ی دوستان عزیز٬ممنونم از نظراتتون و عذر می خوام از این که بازم کمی با تاخیر اومدم.

اول تشکر میکنم از همه ی کسانی که ارزش قائل شدن٬متنو با دقت خوندن و با دقت و حوصله هم نظر گذاشتن.

ولی حالا میخوام بی حاشیه شروع کنم.بعد خوندن نظرات به این نتیجه رسیدم که تمام بدبختی های ما تقصیر خودمونه!ماهایی که هنوز عادت نکردیم حرف همدیگرو درست بشنویم و درک کنیم!آخه دوست عزیز من کجای متن اشاره کردم (به قول خودت)بد بودن اوضاع خانم ها و پسرک هایی که هر روز غروبشان را صرف تکیه دادن به ماشینها و ... میکنند به جمهوری اسلامی ارتباط داره که شما با یک نظر مفصل و طولانی خواستی منو متوجه اشتباهم بکنی و بگی که مشکل از فرهنگ ماست؟!

ماها فقط عادت کردیم اذعا داشته باشیم.خودمحوری محض!اگه کمی منطقی باشیم و درست فکر کنیم مطمئن باشین وضع خیلی بهتر میشه.

شمایی که از شکنجه های ساواک حرف میزنین فکر نکنم از فاجعه ی سال ۶۷ با خبر باشین!بهتره کتاب سونای زعفرانیه رو مطالهع کنین تا خیلی چیزا براتون روشن بشه!در ضمن ببینم از کجا به این نتیجه رسیدین که ماها نمیتونیم با خون رگ هامون از اعتقاداتمون دفاع کنیم؟!به نظرتون این توهین نیست؟!

اگه جلوی من ۱ کیلو مواد مخدر بذارن مطمئن باش هیچ کاری نمیکنم!چرا؟!چون انگیزه دارم!چون هدف دارم!یه سوال!ما دخترا چرا حجابمونو رعایت میکنیم؟مگه کسی هست که بدش بیاد وسط تابستون راحت و آزاد بره تو خیابون؟!ولی نه!ما حجابمونو رعایت میکنیم چون به اسلام اعتقاد داریم!پس ببین دوست عزیز انگیزه و اعتقاد خیلی مهمه!چون باعث میشه خیلی از کارای بد رو انجام ندیم و بالعکس.

من دارم از فقر حرف میزنم اونوقت شما میگین سی دی های خشونت آمیز؟!بچه ای که نون شب نداره بخوره به نظرتون میتونه چنین سی دی هایی رو تهیه کنه که بخواد بر اساس اونا رفتار کنه؟!

نه!نمیشه ساده گذشت!اگه ساده بگذریم وضع از اینی هم که هست بدتر میشه!این یعنی خودخواهی!

آدما بعضی وقت ها راه رو عوضی میرن!بعضی وقت ها اصلا" عوضی راه میرن!ماها داریم عوضی راه میریم کی بشه که با سر سقوط کنیم!

کمی منطقی باشیم!قسمت اعظم بدبختی های ما به این خاطره که ماها نمیخواهیم حرف درست دیگران رو قبول کنیم.اگه کلی نگاه کنیم میبینیم از خیلی جهات عقایدمون یکسانه!ولی از بس تئافعی حرف میزنیم که محفلی که می تونست خیلی دوستانه باشه از دور مثل میدون جنگه!

این همه گفتم ما!راستش خودم هم نمی دونم منظور دقیقم از ما چیه!ما نوجوونا؟!کسایی که این متنو خوندن؟!یا ما ایرانی ها؟!!

قضاوت با شما!

زنده باد(یاد) ایران کوروش

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 11:39 PM توسط نازنین| |


Design By : Nima Mohseni